بی‌خیالی

زخم‌هایی که بر دستانم دارم نه از خار کینه روزگار, از نامهربانی تیشه‌ام بود

آغاز ... پایان

وقتی آغاز را انتخاب می‌کنیم، پایان آنرا پذیرفته‌ایم.

+ حمید سلطانی ; ٩:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳۱
comment نظرات ()

خدا کجا بود ؟!

خدا کجا بود، وقتی حمید با او کار داشت؟!

+ حمید سلطانی ; ٩:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳۱
comment نظرات ()

عکس - شادی

Photographer: Elliott Erwitt

با تشکر از دوست عزیزم، عرشیا شیبانی

+ حمید سلطانی ; ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٤
comment نظرات ()

N O T E

" Forget the past and move on. "

Is It true??

+ حمید سلطانی ; ۸:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٤
comment نظرات ()

شرط عقل

جایی بشین که پشتت دیوار باشه!

خالی نباشه!

نامرد زیاده!


+ حمید سلطانی ; ۸:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٤
comment نظرات ()

خسته‌ام، اما تا این لحظه، هنوز به ستوه نیامده‌ام

 خسته‌ام!

اما تا این لحظه،

هنوز به ستوه نیامده‌ام.

همه ما نمی‌دانیم که:

یک محکوم به مرگ را نباید تهدید کرد.

برای او تهدید بی‌معنی‌ست.

زندگی برای من نوعی اعدام است. تدریجی!

پس مرا به هیچ چیز تهدید نکنید.

شکست خواهید خورد.

راستی! ای کسانی که به ته‌خط رسیده‌اید!

برای من هم نامه بنویسید.

شاید از روی پاکت نامه بتوانم آدرستان را بیابم.

برایم تعریف کنید که اونجا، توی انتها چه خبره؟

+ حمید سلطانی ; ۸:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٩
comment نظرات ()

مادیلیانی - MODIGLIANI

MODIGLIANI

+ حمید سلطانی ; ٧:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٩
comment نظرات ()

مادیلیانی - MODIGLIANI

می‌دونی عشق چیه؟

Do You know what love is?

عشق واقعی!

Real love!

تاحالا بطور واقعی اونقدر عاشق شدی که تا ابد خودت رو محکوم به جهنم کرده باشی؟!

Have you ever loved so deeply that you have to condemned yourself to eternity in hell?!

من کردم.

I have.

 

+ حمید سلطانی ; ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٩
comment نظرات ()

درک کردن

چه کار سختی‌ست درک کردن دیگران

اینکه به چه چیز

و چگونه فکر می‌کنند!

همه در سایه هستیم

همیشه خود را در پشت افکار و نیرنگ‌ها پنهان می‌کنیم

روزی همه بیرون می‌آئیم.

آنگاه راستی بر ما چیره خواهد شد

و ای کاش می‌توانستیم با صداقت

صداقت را شکست دهیم

روزگاری‌ست که شمعی بدست گرفته‌ایم

زیر تابش بی‌امان خورشید در پی نور می‌گردیم

غافل از آنیم که مشکل از چشمانمان است

+ حمید سلطانی ; ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٧
comment نظرات ()

زخم روزگار

روزگار بر روی زخم‌های من نمک می‌پاشد

من از درد به خود می‌پیچم

دیگران فکر می‌کنند که من می‌رقصم

+ حمید سلطانی ; ٥:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢
comment نظرات ()