بی‌خیالی

زخم‌هایی که بر دستانم دارم نه از خار کینه روزگار, از نامهربانی تیشه‌ام بود

خواسته‌ها ...

می‌خواستم، نمی‌خواستند، این شد!
نمی‌خواستم، می‌خواستند، این شد!
چه می‌شد؟! اگر می‌خواستند و می‌خواستم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ حمید سلطانی ; ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢٦
comment نظرات ()

نقش نو

ذهن‌ها را باید خط خطی کرد

هاشور زد، با مداد مشکی

شاید نقشی نو و زیبا بدست آید!

 

+ حمید سلطانی ; ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢٦
comment نظرات ()

The LORD & The Man

The LORD created the MAN,

Thinking do the best,

and put him in the heaven,

after a while ....

find his mistake!

to cover the geniune fail

also to revenge the MAN,

The LORD has decended him to this WORLD.

خدا انسان را آفرید،

گمان کرد که بهترین را آفریده!

او را در بهشت قرار داد؛

دیری نپائید که به اشتباهش پی برد.

برای انتقام از انسان 

و مخفی نمودن اصل ماجرا،

او را به زمین هبوط داد.

 


+ حمید سلطانی ; ٥:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱٠
comment نظرات ()

ای کاش و ای کاش‌ها ...

عذاب‌آور است ای کاش و ای کاش‌ها !
کاش من نیز فرهنگی داشتم؛
کاش دلم خوش بود، به فرهنگی که جای او خالیست؛
کاش بها را جای بهانه در معامله نشانده بودم؛
گفتند! نپذیرفتم.
امّا،

نگفتم و دم بستم،

همه نیزه زدند ....

+ حمید سلطانی ; ٩:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱٠
comment نظرات ()

امید کجاست ؟!

آن روزها تو نبودی

انتظار بود، حسرت بود

امید بود

امروز تو هستی

انتظار هست و حسرت نیز

اما امید کجاست ؟!

+ حمید سلطانی ; ٩:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٩
comment نظرات ()

آستانه سخن گفتن - نیچه

اخلاق آنگونه که تاکنون فهمیده شده است، انگونه که سر انجام شوپنهاور آن را به عنوان «انکار خواست زندگی» فرمول‌بندی کرد. خود غریزه‌ی فساد است. حکم محکومان است.

 

کتاب: غروب بت‌ها

 

فردریش ویلهلم نیچه

 

+ حمید سلطانی ; ٩:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢
comment نظرات ()