بی‌خیالی

زخم‌هایی که بر دستانم دارم نه از خار کینه روزگار, از نامهربانی تیشه‌ام بود

What You Do ... آنچه شما انجام می‌دهید ...

The difference between Who you are and who you want to be is what you do...

تفاوت میان آنچه شما هستید و آنچه می‌خواهید باشید، آنچه انجام می‌دهید است.

+ حمید سلطانی ; ۸:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۱٧
comment نظرات ()

کودکی

امروز قلب من کودکی‌ست که نابخردی را دوست دارد.

در این هوای بارانی؛

در کوچه‌ها؛

به جای رفتن از خشکی‌ها...

با پای کوچک و نحیف خود بر چاله‌های آبگرفته می‌کوبد؛

با هر کوبِش، گویی باران تندتر می‌بارد.

و من دیگر از تربیتش خسته شده‌ام.

مدت‌هاست سربه هوا شده!

اکنون هم میان گودال بزرگی ایستاده.

نمی‌دانم چرا ! دستان ظریفش را گشوده و سر به آسمان به قطرات ریز و درشت باران نگاه می‌کند.

آهای! ...

خیس شدی! ...

بس است دیگر! ...




 


+ حمید سلطانی ; ۸:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۱٧
comment نظرات ()

Life is ...

Life is brittle,

Like an eggshell, ...


+ حمید سلطانی ; ٤:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٧
comment نظرات ()

Life is too short

laugh when you can,

apologize when you should,

and let go of what you can't change,

Life is too short to be anything. ...

+ حمید سلطانی ; ٤:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٧
comment نظرات ()

مرا ببخش!

تنها راه شکست شیطان فداکاری بشر و از جان گذشتگی انسان است.
خدایا! می‌دانم گناهکارم و خطا کرده‌ام. می‌دانم تنها راه نجاتم تو هستی. می‌دانم آغوشت همیشه به روی من گشوده است.
همان آغوشی که با بی‌رحمی و شقاوت از من دریغ کردی.
می‌خواهم بسوی تو گام بردارم.
مرا ببخش!
می‌دانم نمی‌توانم. من باید فداکار و از جان گذشته باشم.
و می‌دانم روزی من به تو خواهم رسید.
آغوشت را گشوده نگه‌دار. این تن خسته و این روح درمانده به تو باز خواهد گشت.

+ حمید سلطانی ; ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٦
comment نظرات ()