بی‌خیالی

زخم‌هایی که بر دستانم دارم نه از خار کینه روزگار, از نامهربانی تیشه‌ام بود

دگردیسی در ضیافت ... Racconti Surrealistie Satirici

بَد چیزیه که مثل بقیه به دنیا نیایی. معلوم نیست کجا و معلوم نیست چرا. تفاوت یهو میشه بمعنای پستی، گناه، جنایت.

حالا من یه نفرم بین اون همه سوسک طلایی‌پَرداری که با من فرق دارن. یعنی این تصادفیه که اکثریت غریب به اتفاق سوسک‌های طلایی‌پردار گُل رُز دوست دارن؟! حالا چون اینجوریه! پس گُل رُز دوست داشتن خوبه؟؟!! اینکه نشد دلیل ...

من گُل کلم دوست دارم. به غیر از گُل کلم هیچی.

من اینجوری‌ام.

داستان گُل رُز

کتاب: دگردیسی در ضیافت Racconti Surrealistie Satirici

آلبرتو موراویا Alberto Moravia 1956

+ حمید سلطانی ; ۳:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٥/٢۳
comment نظرات ()

اعتماد ... Konfidenz

بیشتر مرد سن خودشان را از روز تولدشان حساب می‌کنند.

من مثل آنها نیستم. من بمعنای واقعی خیلی بعدتر بوجود آمدم.

 

کتاب: اعتماد Konfidenz

آدریل دورفمن Adriel Dorfman

ترجمه: عبدالله کوثری

 

+ حمید سلطانی ; ٩:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٥/٢٢
comment نظرات ()

اعتماد ... Konfidenz

- دختر ِ او ؟!؟! ماکس اصلاً بچه نمیخواست. چطور شد که ...؟؟؟ 

- مردها به زنهایی که عاشقاشان هستند دروغ میگویند.

 

کتاب: اعتماد Konfidenz

آدریل دورفمن Adriel Dorfman

ترجمه: عبدالله کوثری

+ حمید سلطانی ; ٩:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٥/٢٢
comment نظرات ()

دنیای دیوانگان

دیوانگان در خیالات خود دنیایی دارند. پُر از همه چی.

و چقدر خالصانه و راسخ آنرا باور دارند.

 

1391/05/12

+ حمید سلطانی ; ٩:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٥/٢٢
comment نظرات ()

چوب حراج بر هنر !!!

امروز جوان سنتورنوازی را دیدم که در گوشه‌ای از پل عابر پیاده با مهارت و چیره‌‌دستی، هنر را دستفروشی می‌کرد.


1391/04/31

+ حمید سلطانی ; ۸:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٥/۳
comment نظرات ()