بی‌خیالی

زخم‌هایی که بر دستانم دارم نه از خار کینه روزگار, از نامهربانی تیشه‌ام بود

امید کجاست ؟!

آن روزها تو نبودی

انتظار بود، حسرت بود

امید بود

امروز تو هستی

انتظار هست و حسرت نیز

اما امید کجاست ؟!

+ حمید سلطانی ; ٩:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٩
comment نظرات ()