بی‌خیالی

زخم‌هایی که بر دستانم دارم نه از خار کینه روزگار, از نامهربانی تیشه‌ام بود

ای کاش و ای کاش‌ها ...

عذاب‌آور است ای کاش و ای کاش‌ها !
کاش من نیز فرهنگی داشتم؛
کاش دلم خوش بود، به فرهنگی که جای او خالیست؛
کاش بها را جای بهانه در معامله نشانده بودم؛
گفتند! نپذیرفتم.
امّا،

نگفتم و دم بستم،

همه نیزه زدند ....

+ حمید سلطانی ; ٩:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱٠
comment نظرات ()