بی‌خیالی

زخم‌هایی که بر دستانم دارم نه از خار کینه روزگار, از نامهربانی تیشه‌ام بود

مومن با ایمان بدون خدا

سالیان سال

زیر بار سنگین عقاید دیگران

مؤمن بودم

ایمانی بدون خدا

با دیگران بودم، اما خدایی نیافتم

دیده گشودم!

ایمان را از کف دادم

خدای را در دل خویش حس کردم

درک کردم

نه!

اندکی فراتر

او را دیدم

+ حمید سلطانی ; ۸:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٢٧
comment نظرات ()