بی‌خیالی

زخم‌هایی که بر دستانم دارم نه از خار کینه روزگار, از نامهربانی تیشه‌ام بود

«اندیشه، دروازه‌ی همیشه گشوده‌ی ورود به ممنوعات» 3

شاید در برخی موارد و مسائل باید با زیرکی و هوشیاری با شیاطین پیمان و دست دوستی بدهیم. این نیز برای برخی نوعی خیانت یا بلوف باشد. ما انتخاب را برای سایرین باز گذاشته و عرصه را بر همگان تنگ می‌کنیم. چون در نهان و آشکار، بنی بشر کاری جز خیانت ندارد. حال یا به خویش یا به دیگری. در هر دو صورت فقط خیانت را پیشه می‌کند.

گذشته از آن، خود نیز در شک و دودلی هنوز مشغول دسته و پنجه نرم کردن با برخی مسائل و قضایا می‌باشم. اما در زندگی منطقی‌ترین و روشن‌ترین راه را پیش‌رو می‌گیرم؛ از انجا که از حس ندامت و پشیمانی به دور و بر حذر باشم، چون چیزی بدین حد آزاردهنده و خورنده برای خود ندیدم. و بلعکس به حس تجربه اندورزی و آموختن عشق می‌ورزم؛ که هرچه بدست آمد از این دو بود. باز هم اما می‌آورم و میدان را بر خود سخت‌تر و شقاوت را بر خویش بیشتر می‌کنم تا آن را ممتد داشته باشم.

بیشترین لذات در عمرم را در دو زمان تجربه می‌کنم:

1-  مواقع خاص که هنوز در شرح آن برای عوام مردد مانده‌ام

2-  زمانی که از تجربیات و آموخته‌های پیشین استفاده کرده و آنها را در بهترین زمان و مکان بکار می‌بندم.

هیچ زمان و در هیچ مکان آموخته‌های قبلی رو فراموش نکردم .البته بر اثر سهل‌انگاری و حواشی دیر بازیابی و مورد استفاده قرار گرفته شده، ولی فراموش نشده و مزایای اونها همیشه همراه و همدم من مونده.

از عبارت «خودت خواستی» و «خودت کردی»‌ همیشه برحذر بودم و تشویقم هم همیشه بر همین اصل استوار نگه داشته‌ام.

باز در صورتی که خود رو موجودی قریباً مختار و صاحب انتخاب می‌دونم، پس جایی برای ناراحتی و گلایه بجا نمی‌گذارم. هرگاه دیگران، بقصد مشورت و نظردهی، بنا به داشتن تجربه بیشتر و دقیق‌تر و یا تخصصی‌تر، به افراد خاصی کمک میشه و این اطلاعات و الماس‌ها به اونها منتقل می‌شه، در حد کلام و سخن این جابجایی صورت می‌گیرد. ولی باز در این مورد هم نواقصی وجود داره. چون، برداشت‌ها و دریافت‌ها از رویدادها و مسائل مذکور برای هر فرد در شرایط خاص، زمان خاص، مکان خاص و برای یک فرد منحصر بفرد اتفاق افتاده و لذا کاملا جنبه شخصی و فردیت به خودش می‌گیره. پس نمی‌توان شخص ثالث رو وادار به پذیرش مطلب کرد. اما هیچگاه شنیدن و گوش فرا دادن به دیدگاه‌ها و نظرات خالی از لطف نمی‌تواند باشد. زیرا آن نیز به نوبه خود برای یک بنی بشر خاص روی داده و شاید شاید بتوان از نکته‌ای، یا حتی ذره‌ای اطلاعات برای خود استفاده برد. 100% مطلب مصداق ندارد. چون کامل در این طبیعت وجود ندارد، لیکن می‌توان با حدود و تقریب و حتی بکارگیری علوم جمع آوری و طبقه‌بندی اطلاعات به انتخاب بهترین‌ها و مناسب‌ترین‌ها کمک کرد. این نیز کمک به خود است و نه دیگری. چون بعدها که نتایج حاصل میشه، دیگر جایی برای گله و زاری باقی نمی‌زاره.

اما شیاطین زیرک و هوشمند، در کالبد بنی بشر، به وسوسه و دسیسه، وی را از پذیرفتن اطلاعات خاص و ناب به دور می‌دارند، تا بعدها با مظلوم‌نمایی و جلب ترحم عوام‌تر از خویش برای خود یارانی به چنگ آرند و بدین سان به تقویت قوای اهریمنی خود کمک می‌کنند. وچه پسندیده و به کار آمد این شیوه. انسانی و منطقی. ولی این نیز دستی رو شده و مشتی گشاده است.

+ حمید سلطانی ; ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱/٢٠
comment نظرات ()