بی‌خیالی

زخم‌هایی که بر دستانم دارم نه از خار کینه روزگار, از نامهربانی تیشه‌ام بود

طبیعت وحشی

اگر ما دنیا رو شامل طبیعت و هرآنچه که پیرامون ماست در نظر بگیریم، بی‌عاطفگی و بی‌مهری دنیا (طبیعت) برترین و بهترین مربی و معلم ما خواهد بود. طبیعت همیشه از کسانی که در برابرش ایستادگی می‌کنند خوشش میاد. مثل آب که هر وقت به سدی برخورد می‌کنه به آرومی و آهستگی اون رو در برمی‌گیره و با احاطه خودش در اطراف موانع، با صبوری و حوصله، اون رو از پای درمیاره. هیچ چیزی در برابر آب پایداری و مقاومت نداره. در طول زمان همه چیز می‌تونه توسط آب نابود بشه.  آب یکی از قوی‌ترین و بزرگترین نیروهای مخرب توی این دنیاست. چون مداوم درحال گردش و سیر و سلوکه. از بالا به پائین و از پائین به بالا. هیچ وقت هیچ جایی برای همیشه گیر نمی‌کنه. وحشی و افسارگسیخته است. هیچ وقت نمیشه اون رو رام کرد. باقی موجودات و جامدات طبیعت هم از اون سرمشق می‌گیرند. گویی همه زیر سلطه و سیطره‌ی اون فرمان‌برداری می‌کنند. چون زمان در اختیار طبیعت قرار داره. به علل وقوع زلزله، سیل، خشکسالی، چهار فصل سال، آتشفشان، یخبندان و ... به دقت توجه کنید!
پس من هم باید صبر و خشم و حوصله و آرامش و نیرنگ و مهر و عطوفت رو از استادم، طبیعت، یاد بگیرم. یاد بگیرم که بی‌رحم و بی‌عطوفت باشم. بی‌گذشت و بدون ایثار. هر چیزی که عطا می‌کنی موقتی و گذرا باشه. همیشه درحال جریان باشی. حرکت مداوم باشه. ولی به کدوم سمت؟ به چه سمتی در گردش باشی. باید مداوم دور خودمون در گردش باشیم؟ آخه این کار طبیعته. به نظر ما اون مدام دور خودش داره سیر میکنه. از یک نقطه شروع شده و به همون نقطه هم ختم می‌شه. همه خوب می‌دونیم که شعور و دانش واقعی در اختیار طبیعت است. چون اون کل زمان‌ها رو در اختیار داره. پس با این عظمت و ابهت آیا این منطقی به نظر می‌رسه؟ اصلا آیا توی طبیعت منطقی هست؛ یا فقط در اختیار ماست؟ چرا ما باید این تصور رو داشته باشیم که کل شعور و منطق و عقل در دنیا در اختیار انسان قرار داره؟
ما می‌دونیم و اثبات شده که موجودات نیز دارای عقل هستند. به زندگی حیوانات، خیلی ساده و گذرا، نگاهی بیاندازید. کمی توی رفتارها و شیوه زندگی هر کدومشون فکر کنید. خیلی‌ها از لفظ غریزی استفاده می‌کنند. ولی آیا غریزه نیز نوعی شعور و عقل نیست. فرض رو بر درستی می گذاریم. ولی می‌تونه یک بعدی یا دو بعدی باشه. یعنی توی یک راستا و یک سمت قدم برداره. خوب! خیلی ساده توجیه می‌کنند که رفتارهای حیوانات از روی غریزه و برای حفظ بقای اونهاست. ولی با مثال‌های خیلی ساده می‌شه خلاف اون رو ثابت کرد. اون جایی که حتی حیوانات و جامدات برای نجات یا بقای دیگری جان خودشون رو فدا می‌کنند و یا به هم وفادار می‌مونند. حتماً تابحال مثال‌هایی رو دیدید. کمی فکر کنید، یادآوری میشه.
ولی عقل ما به عقل حیوانات برتری داره. و عقل و شعور طبیعت بالاتر از ماست. چون این ما هستیم که با علوم مختلف در حال کنکاش و کاووش در طبیعت هستیم تا به ناشناخته‌های اون پی ببریم. و طبیعت، اونقدر هوشیار و زیرکه که همه چیز رو برای ما آشکار نمی‌کنه. همیشه برای ما جای سوال و پرسش رو باقی می‌گذاره. با گشودن هر دری از درهای ناشناخته این عالم، دری به سوی عالم دیگری باز میشه. با حل هر مسئله‌ای، پرسشی قوی‌تر و پیچیده‌تر برای ما مطرح میشه. برای علوم مختلف همین اتفاق میافته.
و ما انسان‌ها چه دنیای پر هیاهویی داریم.
پس اگر عقل ما به حد کمال برسه چه اتفاقی خواهد افتاد؟! اگر ما به تمام دانستنی‌ها و دست‌یافتنی‌ها دست پیدا کنیم چی پیش میاد؟
تمام جهدها و کوشش‌ها فقط برای رسیدن به همین هدفه. این والاترین و بلندترین هدف انسانه؟! که فقط از ناشناخته‌ها سر دربیاره و به دانسته‌های خودش از دنیا اضافه کنه؟! برای حفظ بقای خودش؟!
و آیا با چنگ زدن به این دنیا، به توحش و خوی بی‌ثبات خودش چنگ نمی‌زنه؟!
فرض کنیم شعور انسان به اون حد برسه و در کمال سیر کنه. بعد از اون چه اتفاقی می‌افته؟؟
آیا به ته خط می‌رسیم؟! یا باز هم درهای دیگری پیش روی ما باز میشه؟!
یا شاید اون زمان به نواقص خودمون دربرابر یک دنیای بالاتر و والاتر دست پیدا می‌کنیم و با آموزه‌های قبلی باید برای یه نبرد دیگه آماده بشیم.
ولی ظاهراً عقلی و منطقی بالاتر از این دنیا در جریانه که به این عالم حکمرانی میکنه.
ولی مطمئن هستم که اون هم نواقصی داره و بیچاره است.
چون اگر کامل بود، این دنیا رو بدون نقص به گردش در می‌آورد و این دنیا هم به جای وحشیگری به ما مهر و عطوفت رو آموزش می‌داد.

+ حمید سلطانی ; ٤:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۱٧
comment نظرات ()