بی‌خیالی

زخم‌هایی که بر دستانم دارم نه از خار کینه روزگار, از نامهربانی تیشه‌ام بود

Quotes No.5

← کلید دستیابی به شادی‌هایتان را در جیب کسی نگذارید، آنرا پیش خودتان نگه دارید.

بیشتر انسان‌ها ترجیح می‌دهند بمیرند اما فکر نکنند، خیلی‌ها فکر کردن را بر مرگ ترجیح می‌دهند.

 در بیشتر موارد کشورهای فقیر از نظر دارایی‌ها ثروتمند هستند و از نقطه سرمایه فقیر! دارایی را نمی‌توان به سرمایه تبدیل کرد، مگر آنکه قانون حاکم باشد.

آنهایی که از جای خود می‌جنبند، گاهی می‌بازند؛

  آنهایی که نمی‌جنبند، همیشه می‌بازند.

اگر همه چیز مهم باشد، پس بدان که هیچ چیز مهم نیست؛

فرهنگ! یکی از عوامل تحول نیست! بلکه تنها عامل تحول است؛ 

نگرش! بهترین دوست و بدترین دشمن ماست؛

دانا از دشمنان خود بیشتر سود می‌برد تا نادان از دوستان خود؛

دانستن کافی نیست، باید اقدام کرد؛

     خواستن کافی نیست، باید کاری کرد؛

 

!نمی‌دونم کی این جملات رو گفته!

+ حمید سلطانی ; ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۳
comment نظرات ()

به چه می‌اندیشی ؟؟

+ حمید سلطانی ; ٥:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٤
comment نظرات ()

کتاب

کتاب خواندن چیزی‌ست که نمی‌شود جلوی همه آدم‌ها به آن افتخار کرد.

* * * * * * * *

به نظرم کتاب‌ها از آن چیزهایی هستند که زندگی آدم‌ها به قبل و بعد از آنها تقسیم می‌شود. مثل ازدواج؛ خطرناک و ضروری! نمی‌شود کسی را به آن توصیه کرد و نمی‌شود کسی را از آن نهی کرد.

زندگی با وجود کتاب‌ها سخت و بدون آنها ساده‌ست؛ اما بی‌بو و بی‌خاصیت.

+ حمید سلطانی ; ٩:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۱۳
comment نظرات ()

آدمک بخند!

آدمک! آخر دنیاست بخند.

آدمک! مرگ همینجاست بخند.

دستخطی که تو را عاشق کرد،

شوخی کاغذی ماست، بخند!

آدمک خل نشوی گریه کنی،

کل دنیا سراب است! بخند!

+ حمید سلطانی ; ٩:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۱۱
comment نظرات ()

خوب، بد، زشت

تو این دنیا دو جور آدم هست؛

اونهایی که هفت‌تیر پُر توی دستشونه،

و اونهایی که زمین رو می‌کنن....

The Good, The Bad, The Ugly (1966)

 

 

+ حمید سلطانی ; ٩:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٧
comment نظرات ()

خدا در خویشتن پیداست

اگر روح خداوندی دمیده در روان آدم و حواست

پس ای مردم

خدا اینجاست

خدا در قلب انسان‌هاست

به خود آ

تا که دریابی

خدا در خویشتن پیداست

+ حمید سلطانی ; ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٧
comment نظرات ()

عکس - نگو ، نبین ، نشنو ، نفهم

نیازی به شرح داره ؟ ! ؟ ! ؟ !

+ حمید سلطانی ; ٤:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۳
comment نظرات ()

زایش یک ایده

 

چیزی که اکنون ما را بدان تشویق می‌کنند، فردگرائی توأم با جمع‌گرایی است؛ یا بالعکس؛ فرقی نمی‌کند. در هر دو صورت این شیوه خطاست. این دو با یکدیگر هیچ سنخیتی ندارد و کاملاً در خلاف خواست‌های یکدیگر قدم برمی‌دارند. حیات جامعه با حرکت یکنواخت جمعی میسر است. هرگاه آرمان و ارزش و آرزو از ملتی رخت بست، آن ملت را مُرده بپنداریم. و این آستانه‌ایست که شیطان به روح ملت نفوذ می‌کند و پیشروی، بازمی‌ایستد.

در آخر داستان، در حقیقت‌جویی و عدالت‌خواهی، گم می‌شویم!

+ حمید سلطانی ; ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱/٢۸
comment نظرات ()

از اینکه انسان هستم متنفرم و شرم می‌کنم

واقعاً از صمیم قلب، در صحت و سلامت کامل روحی و جسمی، اعلام می‌کنم که از انسان بودن خودم متنفرم و شرم دارم.حیف اسم انسان که روی من گذاشته‌اند. به عینه و واقع دارم می‌بینم که انسان‌ها، این موجودات کثیف و پست و زشت، چه گوه‌کاری‌ها، خیانت‌ها، گندکاری، بی‌شرفی‌ها، پست‌فطرتی‌ها، دروغ‌ها و در کل اعمال خبیثانه‌ای رو از خودشون نشون می‌دن و هرطوری که اون دلِ سیاه و لجنشون می‌خواد عمل می‌کنند و بعد هم می‌گن:

"ما انسان هستیم"

"من هم آدم هستم"

از اینکه انسان هستم متنفرم و شرم می‌کنم که نام انسان رو روی من گذاشته‌اند. نمی‌خواهم انسان باشم.

انسان جانوریست که همه صفات، چه خوب و چه بد، به اون می‌چسبه.

انسان جانوریست که امکان ظهور همه‌ی صفات و اعمال در او هست.

انسان جانوریست که همه کار می‌کند.

انسان جانوریست که هر چه بخواهد می‌کند.

انسان جانوریست که بنده‌ی نفس خویش است.

انسان جانوریست که هم خوب و هم بد را انجام می‌دهند. هرچه دلش بخواهد.

از اینکه انسان هستم متنفرم و شرم می‌کنم که نام انسان رو روی من گذاشته‌اند. نمی‌خواهم انسان باشم.

متنفرم. متنفرم. نفرت دارم.

دوست دارم داد بزنم و فریاد بکشم که: متنفرم! متنفرم! متنفرم!

الان دارم احساس می‌کنم به اندازه‌ی 30 سال توی سینه‌ام بغض و رنج و کینه دارم. تا الان اینقدر انسان رو بد، بی‌شرف، بی‌آبرو، بی‌حیا، بی‌نزاکت، کثافت، لجن ندیده بودم

از انسان بودن متنفرم، چون انسان‌ها رسوا هستند.

+ حمید سلطانی ; ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢٥
comment نظرات ()

مسائل اجتماعی

از معلم شنیده‌ام که در مورد مسائل اجتماعی نباید به حرف و گفته گوش کرد. ابتدا باید به گوینده نگاه کرد.

ولی من می‌گویم ابتدا باید حرف را شنید. برای شناسایی دوست و دشمن، همچنین خبردار شدن از نیت و قصدِ پشتِ پرده باید به خوبی معنا و مفهومِ گفته را گرفت. بعد باید به خوبی و با دید کاملاً باز بررسی شود که نفع این گفتار (فعلاً از مقوله کردار و عمل خارج است) در نهایت (کوتاه مدت و بلند مدت) به کدام طرف می‌رسد.

باقی امر با کمی صبر و حوصله و زیرکی روشن می‌شود.

+ حمید سلطانی ; ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
comment نظرات ()

طبیعت وحشی

بسیار در طبیعت کنکاش کردم. عظیم‌ترین و ژرف‌ترین بخش‌های طبیعت را در درون انسان‌ها دیدم.

یکی از خوشایندترین تفریحات و دلمشغولی‌ها برای من این است که کفش‌های راحت و محکمی به پا کنم و درحالی که دست‌هایم را به کمر گره زده‌ام در طبیعت بی‌پایان ذهن دیگران قدم بگذارم.

و چه تجربه‌ها و مشاهداتی که از این سفر اعجاب‌انگیز و پر فراز و نشیب نسیب من شده است.

به راستی که هر انسانی برای خود عالمی دارد.

تقریبا همه را مجنون و دیوانه دیدم. ولی دیوانه‌تر و روانی‌تر از همه ،خودم بودم.

گاهی در خود غرق می‌شویم. این لحظه را همان رسوایی واقعی دانستم.

زمانی طولانی و راهی پر مشقت برای خودشناسی درپیش است؛ و زمانی کوتاه و مسیری ابتر برای خودفریبی.

در طبیعت هیچ چیزی جز قدرت نیافتم. اما مطلق نبود. قدرت طبیعت را در تضاد و تقابل دو نیرومند خوب و بد دیدم.

....

+ حمید سلطانی ; ۸:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
comment نظرات ()

این شروع است

بشر یک «بودن» است و انسان یک «شدن».

+ پرشین بلاگ ; ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٧
comment نظرات ()