اعتماد ... Konfidenz

1- این از آن چیزهایی‌ست که ما نمیتوانیم کاریش بکنیم. اینکه دیگران چه اسمی روی ما میگذارند. ما فقط میتوانیم تصمیم بگیریم که خودمان را به چه اسمی بخوانیم.

2- بهترین لحظه توی زندگی وقتیست که نمیدانی چه باید بکنی؛ چون فقط آن زمانست که درمی یابیم که چقدرت پنهانی داریم.

3- براستی راهی برای فرار از تاریخ وجود ندارد.

4- حقیقت همان چیزیست که مردم میخواهند باور کنند.

 

5- کم کم دارم به این اعتقاد میرسم که دوری مکافاتیست که در حال شکلی از سرنوشت هم میشود.

6- شکست خوردن توی جنگ بدمصیبتی است. تقریباً مثل بُردن جنگ!!.

 

کتاب: اعتماد Konfidenz

آدریل دورفمن Adriel Dorfman

ترجمه: عبدالله کوثری

/ 4 نظر / 16 بازدید
سمیرا

سلام دوست عزیز.خوشحال میشم به من سربزنی ونظر بدی

نرگس

جمله ی 4 رو اصلا قبول ندارم و به نظرم کسی اشتیاقی به دونستنو قبول کردن واقعیت نداره.خیلیا هستن که خودشونم میدونن تو چه پوچی گیر کردن ولی دوست دارن خودشونو بزنن به اون راه! راجع به جمله ی 1 باید بگم که اصلا مهم نیست که بقیه ادمو به چه اسمی صدا میزنن!این شاید اساسی ترین مشکل بشر باشه:توجه و اهمیت دادن بیشتر به دیگران تا خود!

قاصدک

1-مردم حق ندارند هر اسمی که دلشون میخواد روی ما بزارن ما اجازه نمیدیم 2-بدترین لحظه است 3-این و موافقم وجود نداره 4-با اینم موافقم چون همه دنبال شیرینی روزگارن و نه تلخی 5-با اینم موافقم 6-[سوال][سوال] نمیدونم مصیبت بردن چیه ولی باختن کلش مصیبت