شرط و قمار

گاهی از صدای پای سایه‌ام خسته و درمانده می‌شوم.

کفش‌های تق تقی به پا می‌کند و برای عمداً آزردن من، با هر قدم که برمی‌دارد، پاشنه در مغزم فرو می‌برد.

نمی‌دانم تا چه زمان باید با او صحبت از سکوت کنم.

دوست دارم متقاعدش کنم.

من انسان هستم. من نیاز به آرامش دارم.

برای من چیزی به نام سکوت لازم و ضروریست.

پیمانی میان ماست، او شرط می‌گذارد و من قمار می‌کنم.

او برنده می‌شود و من بازنده.

/ 5 نظر / 7 بازدید
فاطمه

سلام دوست من درست گفتی واقعا" زندگی شبیه به قمار از همون اول با شرط شروع میشه بعد مدتی با باختن یکی و بردن اون یکی تموم میشه بعضی وقت ها هم بازی ها نتیجه ندارن و تا آخر مجبور به ادامه بازی هستی کاش زندگی شبیه به یک بازی دیگه بود که همه توش برنده باشن ولی توی واقعیت همچین بازی نیست که بخوایم زندگی و با هاش قیاس کنیم البته میشه یک کاری کرد وقتی قوی هستی و می بری نگی بردم تا طرفت مجبور باشه تا آخرش باهات بازی کنه این میشه[سوال] .....[افسوس] زیبا بود متشکرم و موفق باشی [لبخند]

نرگس

این جور که بوش میاد تو با سایه ی خودت قمار کردی تو زندگی نه با زندگی! اون پای قمار با تو برنده میشه و تو بازنده.شرطی که گذاشته میشه موندن اون در صورت بازنده شدن تو.به نظرم این معنیش اینه که سایه دوست داشته کنارت باشه نه رو به روت!

M T

قماربازي . مرد ميخواد . نه پول ميخواد و نه شانس فقط مرد ميخواد . مثل زندگي دوستي رفاقت