لحظه‌ای در فراغ تو ...

لحظه‌های نداشتن‌ات را پشت آئینه‌ها مخفی می‌کنم.

از ساعت‌های بدون تو گریزانم.

ستاره‌های بدون برق نگاه‌ات را خاموش می‌کنم.

تاریکی شب‌هایی که خالی از سیاهی موی توست، به شمعی آتش می‌زنم.

خورشیدِ بی‌فروغ از احساس‌ات را با ابرهای خاطره می‌پوشانم.

در قلبم صدای خروشان امواجی از حرف‌های نگفته را می‌شنوم که با بیرحمی تمام بر صخره‌های سکوتِ دلم سَر می‌کوبند.

باران سرنوشت، حسِ غریبِ کُشنده‌ی فراغ‌ات را به بار نشست.

 

1390/11/06

/ 5 نظر / 12 بازدید
فاطمه

[ناراحت][ناراحت][ناراحت] زیبا بود نبودن و نداشتن کسی یا چیزی که همیشه آرزوش و داری خیلی سخته میفهمم امیدوارم کسی به این غم دچار نشه[دلشکسته]

مهلا

سلام دوست عزیز،ممنون که بم سر زدی و شرمنده که دیر بازدیدتو دادم ،مدتی نت نبودم.. بازم بیا و خوشحالم کن[گل]

hani

حمید؟؟؟