از تو نوشتن

از تو نوشتن همیشه برای من سخت است ...

نوشتن از احساس، محبت، اطمینان،

سختی را در لرزش دستانم،

در لطافت برگ‌هایم،

در طراوت روحم ببین؛

 

و

 

آسودگی را در پایان نظاره خواهی کرد،

آنجا که  کلامم با حرف تو به فرجام می‌نشیند.

همانند روحی از شراب کینه مست،

جسمی توانا ز قدرت خشم،

با غرور، لبه‌ی تیز نفرت را بر گلویت می‌فشارم.

 

1390/12/08


/ 5 نظر / 13 بازدید
مجتبی شبیری

ما همیشه یا در جای درست بودیم در زمان غلط , یا جای غلط بودیم در زمان درست و همشیه هم دیگر را از دست داده بودیم , همیشه چند قدمی با واقعیت فاصله داشتیم "رمان مون پلاس پل استر "

ترنم

مطلب جالبیه مخصوصا خط آخر تصویر جالبی می سازه[لبخند]

فاطمه

[ناراحت][ناراحت][ناراحت] چقدر خشن شدی جدیدا" لبه ی تیز نفرت خیلی درد داره دلت میاد اون و تو گلوی کسی فرو کنی [سوال]

نرگس

تبریک میگم بهت بابت توانایی ساختن یه همچین تضاد خوبی!