سیمای زنی در میان جمع ... Portrait de groupe avec dame

میل تو به پیروزی باید لجوجانه‌ترین مقاومت‌ها را درهم بشکند. 

هر سرباز به محض اینکه در صف نبرد وارد می‌شود و حلقوم دشمن را می‌فشارد، با مرگ پیمان برادری می‌بندد. با راندن ترس از قلبش، تمام نیرویش را جمع می‌کند و مثل کمانی که کشیده باشد به شدت خودش را به مهلکه می‌اندازد. چون احساس می‌کند که بخت فقط یار شجاعان است.

چرا بعضی از زنها حق دارند که برای یک همخوابگی مطالبه‌ی دوتا ویلا، شش‌تا اتومبیل، و یک و نیم میلیون مارک پول نقد بکنند. درحالی که بعضی از دختران جوان حاضرند برای یک فنجان قهوه و چند نخ سیگار نه تنها تن خودشان را در اختیار مردان بگذارند، بلکه به تقاضای خارج از برنامه‌ی متداول مردان هم پاسخ مساعد بدهند؟؟؟؟

«« ناچار به پذیرش این حقیقت هستیم که برای بسیاری از سوال‌ها جوابی وجود ندارد »»

کتاب: سیمای زنی در میان جمع Portrait de groupe avec dame

هانریش بُل Heinrich Böll

/ 7 نظر / 9 بازدید
اسماعيل

اگر عمر دوباره داشتم، مى کوشیدم اشتباهات بیشترى مرتکب شوم. همه چیز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى شدم. فقط شمارى اندک از رویدادهاى جهان را جدى مى گرفتم....

اسماعيل

اگر عمر دوباره داشتم، مى کوشیدم اشتباهات بیشترى مرتکب شوم. همه چیز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى شدم. فقط شمارى اندک از رویدادهاى جهان را جدى مى گرفتم....

M T

با شناختي كه من از شما دارم كي فرصت اين همه كتاب خوندن رو ميكني؟ [قلب][گل]

M T

براي بسياري چيزها سوالي نيست مخصوصا براي حضورها و غيبتها براي اونايي كه ميان و ميرن براي اونايي كه فقط رد ميشن [قلب][گل]

M T

جواب توي خود متن نهفته س زن ميدونه كه بايد چيكار كنه و بخاطر همين هم زن ميشه اما دختر هنوز دختره و نميدونه كه روال كار دنيا چيه بخاطره همين هميشه كلاهش برنده س. كلاه دختر جوون نفر اوله [قلب][گل]

M T

تو براي اين بشر از صد اهريمن بدتري تو ادم خطرناكي هيستي من از تو نميترسم چون من از تو احمق ترم

نرگس

شاید این جمله ای که میخوام بگم هیچ ربطی به متنت نداشته باشه اما به خوندن این متن این جمله به ذهنم رسید:(فاحشه را خدا فاحشه نکرد,انان که در شهر نان تقسیم میکننداو را لنگ نان گذاشتند تا هر وقت لنگ هم اغوشی ماندند,او را به نانی بخرند)_فروغ فرخزاد